فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 341
گر من از سرزنش مدعيان انديشم ، شيوه مستي و رندي نرود از پيشم زهد رندان نوآموخته راهي بدهيست ، من که بدنام جهانم چه صلاح انديشم شاه شوريده سران خوان من بي سامان را ، زان که در کم خردي از همه عالم بيشم بر جبين نقش کن از خون دل من خالي ، تا بدانند که قربان تو کافرکيشم اعتقادي بنما و بگذر بهر خدا ، تا در اين خرقه نداني که چه نادرويشم شعر خونبار من اي باد بدان يار رسان ، که ز مژگان سيه بر رگ جان زد نيشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس
،
حافظ راز خود و عارف وقت خويشم
تعبیر:
از سرزنش مردم ناراحت و مأیوس مشو تا هدف خود را گم نکنی. از تجربیات دیگران استفاده کن و به خود مغرور نباش و بدون تفکر و اندیشه دست به کاری نزن تا بعداً بر اثر ندانم کاری نادم و پشیمان نشوی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 284
هاتفي از گوشه ميخانه دوش ، گفت ببخشند گنه مي بنوش لطف الهي بکند کار خويش ، مژده رحمت برساند سروش اين خرد خام به ميخانه بر ، تا مي لعل آوردش خون به جوش گر چه وصالش نه به کوشش دهند ، هر قدر اي دل که تواني بکوش لطف خدا بيشتر از جرم ماست ، نکته سربسته چه داني خموش گوش من و حلقه گيسوي يار ، روي من و خاک در مي فروش رندي حافظ نه گناهيست صعب ، با کرم پادشه عيب پوش داور دين شاه شجاع آن که کرد ، روح قدس حلقه امرش به گوش
اي ملک العرش مرادش بده
،
و از خطر چشم بدش دار گوش
تعبیر:
لطف خداوند شامل حالت شده است. توبه کن تا مژده ی بسیار خوبی به تو بدهند. انتظار و دوری به سر رسیده و به این خاطر دعاهایت می باشد. به نذری که کرده ای عمل کن. در راه خدا انفاق کن تا همیشه از چشم زخم ایمن باشی. | با پشتکار و تلاش به مقصود خود می رسی. ممکن است در این راه به سختی ها و مشکلاتی برخورد کنی که این طبیعی است. ناامید و مأیوس نشو. با کسانی که گمان می کنی دشمن تو هستند عاقلانه رفتار کن زیرا که چه بسا دچار اشتباه شده باشی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 192
سرو چمان من چرا ميل چمن نمي کند ، همدم گل نمي شود ياد سمن نمي کند دي گله اي ز طره اش کردم و از سر فسوس ، گفت که اين سياه کج گوش به من نمي کند تا دل هرزه گرد من رفت به چين زلف او ، زان سفر دراز خود عزم وطن نمي کند پيش کمان ابرويش لابه همي کنم ولي ، گوش کشيده است از آن گوش به من نمي کند با همه عطف دامنت آيدم از صبا عجب ، کز گذر تو خاک را مشک ختن نمي کند چون ز نسيم مي شود زلف بنفشه پرشکن ، وه که دلم چه ياد از آن عهدشکن نمي کند دل به اميد روي او همدم جان نمي شود ، جان به هواي کوي او خدمت تن نمي کند ساقي سيم ساق من گر همه درد مي دهد ، کيست که تن چو جام مي جمله دهن نمي کند دستخوش جفا مکن آب رخم که فيض ابر ، بي مدد سرشک من در عدن نمي کند
کشته غمزه تو شد حافظ ناشنيده پند
،
تيغ سزاست هر که را درد سخن نمي کند
تعبیر:
در انجام دادن کار خود تردیدی به دل راه نده. همت و اراده داشته باش و با تیزهوشی از موقعیت ها استفاده کن. اگر امید به خدا داشته باشی، غم و ناراحتی نخواهی داشت.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 426
از خون دل نوشتم نزديک دوست نامه ، اني رايت دهرا من هجرک القيامه دارم من از فراقش در ديده صد علامت ، ليست دموع عيني هذا لنا العلامه هر چند کآزمودم از وي نبود سودم ، من جرب المجرب حلت به الندامه پرسيدم از طبيبي احوال دوست گفتا ، في بعدها عذاب في قربها السلامه گفتم ملامت آيد گر گرد دوست گردم ، و الله ما راينا حبا بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامي به جان شيرين
،
حتي يذوق منه کاسا من الکرامه
تعبیر:
در جستجوی چیزی هستی که مانعی برای دستیابی آن وجود دارد. از دوری دوستی رنج می بری. بهتر است که صبر کنی و دست از طلب و کوشش بر نداری. راه های دیگر را آزمایش کن. با آدم های با تجربه و دانا مشورت کن. کمی به تفکر و تعمق بپرداز تا کمبود های خود را بشناسی و در رفع آن بکوشی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 297
زبان خامه ندارد سر بيان فراق ، وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق دريغ مدت عمرم که بر اميد وصال ، به سر رسيد و نيامد به سر زمان فراق سري که بر سر گردون به فخر مي سودم ، به راستان که نهادم بر آستان فراق چگونه باز کنم بال در هواي وصال ، که ريخت مرغ دلم پر در آشيان فراق کنون چه چاره که در بحر غم به گردابي ، فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق بسي نماند که کشتي عمر غرقه شود ، ز موج شوق تو در بحر بي کران فراق اگر به دست من افتد فراق را بکشم ، که روز هجر سيه باد و خان و مان فراق رفيق خيل خياليم و همنشين شکيب ، قرين آتش هجران و هم قران فراق چگونه دعوي وصلت کنم به جان که شده ست ، تنم وکيل قضا و دلم ضمان فراق ز سوز شوق دلم شد کباب دور از يار ، مدام خون جگر مي خورم ز خوان فراق فلک چو ديد سرم را اسير چنبر عشق ، ببست گردن صبرم به ريسمان فراق
به پاي شوق گر اين ره به سر شدي حافظ
،
به دست هجر ندادي کسي عنان فراق
تعبیر:
با وجود تمام سختی ها و ناکامی ها، امید خود را از دست نده. اگر به هدف و مقصود خود ایمان داری، صبور و شکیبا باش. همه ی غم ها و ناکامی ها پایانی جز شادی و وصال ندارند. امید داشته باش.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 475
گفتند خلايق که تويي يوسف ثاني ، چون نيک بديدم به حقيقت به از آني شيرينتر از آني به شکرخنده که گويم ، اي خسرو خوبان که تو شيرين زماني تشبيه دهانت نتوان کرد به غنچه ، هرگز نبود غنچه بدين تنگ دهاني صد بار بگفتي که دهم زان دهنت کام ، چون سوسن آزاده چرا جمله زباني گويي بدهم کامت و جانت بستانم ، ترسم ندهي کامم و جانم بستاني چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند ، بيمار که ديده ست بدين سخت کماني
چون اشک بيندازيش از ديده مردم
،
آن را که دمي از نظر خويش براني
تعبیر:
بخت و اقبال مساعد همراه تو است. به زودی به کام و آرزوی خود می رسی. با کمی تلاش می توانی آرزوهای خود را تحقق بخشی. در روزگار خوشی و سرور، خودبین و خودپسند نباش و به دیگران نیز بیندیش. خداوند را شاکر و سپاسگزار باش و قدر نعمت های او را بدان.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 420
ناگهان پرده برانداخته اي يعني چه ، مست از خانه برون تاخته اي يعني چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقيب ، اين چنين با همه درساخته اي يعني چه شاه خوباني و منظور گدايان شده اي ، قدر اين مرتبه نشناخته اي يعني چه نه سر زلف خود اول تو به دستم دادي ، بازم از پاي درانداخته اي يعني چه سخنت رمز دهان گفت و کمر سر ميان ، و از ميان تيغ به ما آخته اي يعني چه هر کس از مهره مهر تو به نقشي مشغول ، عاقبت با همه کج باخته اي يعني چه
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد يار
،
خانه از غير نپرداخته اي يعني چه
تعبیر:
زندگی آرام و سعادتمندی داری، اما هنوز از آنچه که داری، می طلبی. برای خود بیهوده دردسر می تراشی. قدر زندگی و خانواده ی مهربان خود را بدان. با خیالات بیهوده و آرزوهای خام، زندگی خود را دچار ناملایمات نکن. قناعت بزرگترین گنجینه ی بشریت است.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 337
چرا نه در پي عزم ديار خود باشم ، چرا نه خاک سر کوي يار خود باشم غم غريبي و غربت چو بر نمي تابم ، به شهر خود روم و شهريار خود باشم ز محرمان سراپرده وصال شوم ، ز بندگان خداوندگار خود باشم چو کار عمر نه پيداست باري آن اولي ، که روز واقعه پيش نگار خود باشم ز دست بخت گران خواب و کار بي سامان ، گرم بود گله اي رازدار خود باشم هميشه پيشه من عاشقي و رندي بود ، دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم
بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ
،
وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم
تعبیر:
زندگی فراز و نشیب بسیار دارد. نه در روز های بد نا امید و مأیوس باش، نه در روزهای خوشی مغرور و خودبین. اگر امروز دچار شکست شدی، فردا با سعی و تلاش به مقصود خود می رسی. زندگی ارزش آن را ندارد به خاطر آن خانواده و دوستان خود را مورد آزار قرار دهی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 123
مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد ، نقش هر نغمه که زد راه به جايي دارد عالم از ناله عشاق مبادا خالي ، که خوش آهنگ و فرح بخش هوايي دارد پير دردي کش ما گر چه ندارد زر و زور ، خوش عطابخش و خطاپوش خدايي دارد محترم دار دلم کاين مگس قندپرست ، تا هواخواه تو شد فر همايي دارد از عدالت نبود دور گرش پرسد حال ، پادشاهي که به همسايه گدايي دارد اشک خونين بنمودم به طبيبان گفتند ، درد عشق است و جگرسوز دوايي دارد ستم از غمزه مياموز که در مذهب عشق ، هر عمل اجري و هر کرده جزايي دارد نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست ، شادي روي کسي خور که صفايي دارد
خسروا حافظ درگاه نشين فاتحه خواند
،
و از زبان تو تمناي دعايي دارد
تعبیر:
در زندگی، عشق و محبت را فراموش نکن مخصوصاً در زندگی خصوصی خود. ازدواج موفقیت آمیزی در پیش داری. با کسی که دوست داری زندگی سرشار از عشق و محبت خواهی داشت.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 2
صلاح کار کجا و من خراب کجا ، ببين تفاوت ره کز کجاست تا به کجا دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس ، کجاست دير مغان و شراب ناب کجا چه نسبت است به رندي صلاح و تقوا را ، سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد ، چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا چو کحل بينش ما خاک آستان شماست ، کجا رويم بفرما از اين جناب کجا مبين به سيب زنخدان که چاه در راه است ، کجا همي روي اي دل بدين شتاب کجا بشد که ياد خوشش باد روزگار وصال ، خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اي دوست
،
قرار چيست صبوري کدام و خواب کجا
تعبیر:
صبور و بردبار باش و در کارها با تأمل و اندیشه حرکت کن و نا امیدی را از خود بران و به لطف و رحمت خداوند امیدوار باش و ریاکاران را معیار رفتار خود قرار نده.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 294
در وفاي عشق تو مشهور خوبانم چو شمع ، شب نشين کوي سربازان و رندانم چو شمع روز و شب خوابم نمي آيد به چشم غم پرست ، بس که در بيماري هجر تو گريانم چو شمع رشته صبرم به مقراض غمت ببريده شد ، همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع گر کميت اشک گلگونم نبودي گرم رو ، کي شدي روشن به گيتي راز پنهانم چو شمع در ميان آب و آتش همچنان سرگرم توست ، اين دل زار نزار اشک بارانم چو شمع در شب هجران مرا پروانه وصلي فرست ، ور نه از دردت جهاني را بسوزانم چو شمع بي جمال عالم آراي تو روزم چون شب است ، با کمال عشق تو در عين نقصانم چو شمع کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت ، تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع همچو صبحم يک نفس باقيست با ديدار تو ، چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع سرفرازم کن شبي از وصل خود اي نازنين ، تا منور گردد از ديدارت ايوانم چو شمع
آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
،
آتش دل کي به آب ديده بنشانم چو شمع
تعبیر:
در راه مقصود آرام و قرار خود را از دست داده ای. کمی صبر و اراده ای قوی، مشکلات و سختی ها را بر طرف می کند. با کسی که تو را دوست دارد با غرور و تکبر رفتار نکن زیرا در صورت از دست دادن او دچار حسرت و ندامت خواهی شد.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 429
ساقي بيا که شد قدح لاله پر ز مي ، طامات تا به چند و خرافات تا به کي بگذر ز کبر و ناز که ديده ست روزگار ، چين قباي قيصر و طرف کلاه کي هشيار شو که مرغ چمن مست گشت هان ، بيدار شو که خواب عدم در پي است هي خوش نازکانه مي چمي اي شاخ نوبهار ، کآشفتگي مبادت از آشوب باد دي بر مهر چرخ و شيوه او اعتماد نيست ، اي واي بر کسي که شد ايمن ز مکر وي فردا شراب کوثر و حور از براي ماست ، و امروز نيز ساقي مه روي و جام مي باد صبا ز عهد صبي ياد مي دهد ، جان دارويي که غم ببرد درده اي صبي حشمت مبين و سلطنت گل که بسپرد ، فراش باد هر ورقش را به زير پي درده به ياد حاتم طي جام يک مني ، تا نامه سياه بخيلان کنيم طي زان مي که داد حسن و لطافت به ارغوان ، بيرون فکند لطف مزاج از رخش به خوي مسند به باغ بر که به خدمت چو بندگان ، استاده است سرو و کمر بسته است ني
حافظ حديث سحرفريب خوشت رسيد
،
تا حد مصر و چين و به اطراف روم و ري
تعبیر:
زندگی فراز و نشیب بسیار دارد. بهتر است که قدر لحظات با ارزش عمر را بدانی و از آن به خوبی استفاده کنی. به قدرت و جلال خود، مغرور نباش. با دوستان و خانواده ی خود مهربان باش و غرور و خودپسندی را رها کن. دوران ناکامی هم مانند دوران خوش زندگی نا پایدار و فانی است. به خداوند ایمان داشته باش.